جورج ناتانيل كرزن ( مترجم : غلام على وحيد مازندرانى )
699
ايران وقضيهء ايران ( فارسي )
در ايران با اهل تشيع و با شهريارى سروكار دارند كه باطنا به هيچوجه يكدل و يكخيال نيستند . ريشهء مسئلهء كردها در ايران هروقت كه جلوهگر شود كينهء بين سنى و شيعه است و اساس قضيهء كرد در عثمانى كينهتوزى ميان مسلمانها و مسيحيان مىباشد ، ولى بايد دانست كه بعضى از كردهاى ايرانى مذهب شيعه دارند و در پارهاى نواحى كوهستانى جزو فرقهء على اللهىاند كه حضرت على ( ع ) را خدا مىشمارند و مراسم عجيب و عقايد سرى در اين فرقه هست كه اطلاع چندانى از آن در دست نيست . زبانى كه اكثريت كردها حرف مىزنند كورمانجو نام دارد ( گاهى نيز كيرداس خوانده مىشود ) كه عموما يكى از لهجههاى عاميانهء فارسى قديم تلقى مىگردد كه با مقدارى لغت بيگانه مخلوط است ، اما در اردلان و كرمانشاه لهجهاى به اصطلاح گوران معمول است كه شباهت بيشترى به فارسى جديد دارد . پيشه و سيرت - دربارهء زندگانى و سيرت كردها از اباطيل مندرج در بعضى جرايد چنين برمىآيد كه نظريهء مغرضانه و غلطى شيوع دارد چنان كه مثلا آنها را تماما بدوى و غارتگر مىپندارند و غالبا هم آنها را مايهء شر و فساد محسوب مىدارند . حدت بازخواست و اعتراض بر ضد فتنهگران ايشان به قدرى زياد است كه افراد بىگناه را هم شامل مىشود . تا اين تاريخ قسمت اعظم كردهاى ايرانى در محل خود ساكن و به كار شبانى مشغولاند . عدهء كثيرى از آنها نيز در جلگه و دامنههاى كوهسار كشت و كار دارند و عدهاى هم به گلهدارى بز و گوسفند و گاو مىپردازند و پنير و كرهء عالى فراهم مىسازند . از جهت زندگانى بومى و بدوى بايد گفت كه در تابستان غالبا با گله و رمه به كوهستاناتى كه مشرف بر دهات محل اقامت زمستانى آنهاست مىروند و زندگى چادرنشينى دارند . كردهاى بدوى بيشتر در خاك تركيه و ناحيهء مرزى هستند و شايد غنىترين و مستقلترين ايلات آنها از اين طبقه باشند . كردهاى كشاورز و چوپان قاعدتا به شكل اسفانگيزى جاهل و فقيرند .